معنی یادگیری و شکل های جور واجور ان از نظر روانشناختی

آگوست 7, 2018 Off By 92

یادگیری

هر فرد واسه حفظ حیاتش ناچاره تجربه هایی بیاموزد و بیاندوزد حتی اگه این تجارب در سطح پایینی باشن
پس ادامه زندگی بدون یادگیری ممکن نیس، در بین جوامع بشری آنایی که از دید فرهنگ و تمدن پیشرفته تر هستن که بیشتر واسه یادگیری تلاش کردن و یا امکان یادگیری براشون جفت و جور بوده
اگه اندازه پیشرفت و موفقیت آدم رو از دید عوامل ایجاد کننده و نگهدارنده اش بررسی و درجه بندی کنیم، استعداد و یادگیری نقش مهمی در اون داره و تقریبا کلید رشد فرهنگی و تمدن هستن
چون اگه آدم این استعداد و توانایی رو نداشت که از راه های جورواجور از گذشتگان و معاصران خود یاد بگیره و به کار بندد، هیچوقت به اینجور پیشرفتای علمی و فنی بزرگی نمی رسین
از یادگیری تعاریف زیادی شده ولی میشه همه این تعاریف رو در دو مکتب کلی روان شناسی خلاصه کرد
روان شناسا رفتارگرا، یادگیری رو اینجور تعریف می کنن: یادگیری یعنی ایجاد تغییرات کم و بیش دائمی در رفتار بالقوه یادگیرنده، مشروط بر اینکه این تغییرات در اثر تجربه اتفاق افتاده باشن
با در نظر گرفتن تعریف نامبرده، تغییرات موقتی در رفتار مثل هیجانات، خستگی و نظایر اون یادگیری به حساب
از طرفی تأکید بر اینه که تغییرات حاصل در رفتار بر اثر تجربه اتفاق افتاده باشن
هم اینکه رفتار بالقوه به این دلیل گفته شده که بعضی وقتا رفتار یاد گرفته شده ممکنه در ظاهر مشخص نباشه
روانشناسان شناختی یادگیری رو به شکل دیگری تعریف می کنن، به نظر روانشناسان نامبرده یادگیرنده در حافظه خود یه ساخت شناختی تشکیل میده که نگهدارنده و سازمان دهنده اطلاعات مختلفیه که در موقعیت یادگیری اتفاق می افته(نوروزی، 1376)

واسه یادگیری تعاریف زیادی هست که هر کدوم از اونا به جنبه های خاصی از مراحل یادگیری تأکید می کنن و جنبه های دیگه اون رو ندیده می گیرن
کامل ترین تعریفی که تا حالا از یادگیری به عمل اومده تعریف هیلگارد و مارکوئیز[1] است
یادگیری از دیدگاه این دو اینجور تعریف شده: “یادگیری یعنی ایجاد تغییرات تقریبا پایدار در رفتار بالقوه یادگیرنده مشروط بر اینکه این تغییرات بر اثر تجربه رخ بدن”(سیف، 1387)
البته اخیرا در وجود و معنی یادگیری تحولی ایجاد شده، استادان، معلمان و مسئولان اجرایی تعلیم و تربیت باید بدونن و به این نتیجه برسن که یادگیری رخدادی تک بعدی نیس، آدما به روشای جور واجور به تفسیر اطلاعات می پرازن و به سبکای جور واجور یاد می گیرن(شعبانی، 1383)

یادگیری یه مراحل طولانی مدته، یادگیری با فعالیت شروع می­شه و با فعالیت به پایان می­رسد
یادگیری در برگیرنده­ی تغییر، برابری و پیشرفته
یادگیری لازمه اکتساب علم و مهارت­ها و یعنی اصلاح رفتاره
یادگیری موجب تغییر رفتار در موقعیت جدید می­شه(دش[2]، 2009)
پس هر یادگیری اصیل و معناداری احتیاج به فعالیت داره، و میشه نتیجه گرفت آدما تنها وقتی به طور عمیق، اصیل و پایدار چیزی رو یاد می گیرندکه خود در مراحل یادگیری فعال بوده و به طور خود آگاهانه و فعالانه درباره اون به فعالیتای عینی و یا ذهنی بدن و خود از آن کوششا نتیجه گیری کنن
پس مثلا جمله: معلم خوندن رو به من یاد نمی گیرین، غلطه و به جای اون درسته که بگیم: من خوندن رو به کمک معلم یاد گرفتم
با در نظر گرفتن این مطلب میشه نتیجه گرفت که در یادگیری عامل اصلی خود یادگیرندهه و دانش آموز در جریان یادگیری باید فعال باشه

یادگیری فعال و غیر فعال

یادگیری زمانی معنا دار و تکمیل می شه که علم آموزان چیزی که رو در جریان آموزش به در فعالیتای روزمره واقعی خود مورد به کار گیری قرار بدن
این روش یادگیری که به اون یادگیری فعال می گن، لازمه اینه که دانش آموز، کاری بکنه و درباره چیزی که انجام میده به تفکر و تفکر بپردازد
به جای نقش یادگیرنده غیر فعال نقش یادگیرنده فعال رو بازی کنه و در مراحل آموزش و یادگیری مشارکت کنه
در این روش دانش آموز فرصت پیدا می کنه تا درباره چیزی که فرا میگیره صحبت کنه، بنویسه و گفته ها و نوشته های خود رو با تجارب گذشته خود رابطه بده و دانشی نو خلق کنه و اون رو در زندگی روزمره به کار گیری کنه
واسه رسیدن به این شرایط یادگیری و خلق علم نو معلم باید از راه انتقال تجربه، نقش آسون کننده و هدایت گری رو به عهده گیرد؛ فردی که همیشه با علم آموزان فکر میکنه، عمل می کنه و در آخر از راه هم آموزی یاد میگیره(پاچرارن و فیشر[3]، 2004)
اما برخلاف چیزی که گفته شد آموزش یه طرفه، یادگیری سنتی و غیر فعال به عنوان یه پدیده عادی در نظامای آموزشی، بیشتر نشون دهنده حاکمیت مطلق معلم در کلاس درس و پشیمون بودن دانش آموز در میدون آموزش-یادگییه(مهرمحمدی،1379)

بررسی تحقیقات انجام شده در این مورد نشون میده که روشای تدریس و یادگیری مورد به کار گیری در بیشتر مدارس ایران، کشورهای در حال پیشرفت و حتی بعضی از کشورهای پیشرفته صنعتی مثل آمریکا، روشای غیر فعاله که موجب زیاد حاکمیت معلم شده و به یادگیری مطلوب در علم آموزان منجر نمی شه(لاکهید و رسپور[4] به  نقل از مهرمحمدی،1379)

برنامه های درسی که الان در نظام آموزشی رایجه، بدیش اینه روشای مستقیم آموزشیه که اطلاعات و معلومات رو به شکل حاضر و آماده طی یه مراحل پشیمون در اختیار علم آموزان قرار میده و تنها وظیفه و کار دانش آموز نگهداشتن و نگهداشتن اون مطالبه
یعنی در این مراحل علم آموزان دارای نقش فعال نیستن
یادگیری در این روش ها به شکل غیر فعال به معنی کسب مطالب موجود در کتابا و اذهان معلمانه و معلم هم به معنی ابزاری جهت انتقال معلومات به علم آموزانه(یارمحمدیان، 1389)

ملکی(1387) عقیده داره راه و روش سنتی به آموزش، گسترده رو گیرنده ای پشیمون می دونه که باید از اطلاعات جمع شه
معلم مسئولیت کلاس رو رو دوش داره و این مسئولیت، انتقال یه طرفه اطلاعات از طرف معلم به همه کلاسه
علم انتقال یافته هم دانشیه که از ویژگیایی چون انباشتگی حقایق برخوردار بوده و حفظ اونا واسه بازخوانی در آینده س
بیشتر از علم آموزان خواسته می شه که روی یه موضوع واحد کار کنن و در تایم مساوی اون رو به پایان رسونن، که اینا همه با هم ویژگیای روشای تدریس و یادگیری سنتی و غیر فعاله(ملکی، 1387)
این در حالیه که با به کار گیری روشای تدریس و یادگیری فعال میشه این مشکلات رو برطرف کرد و مکانیسمای یادگیری علم آموزان رو پیشرفت داد(مهرمحمدی، 1379)

میشه گفت در راه و روش جدید آموزش(روشای فعال یادگیری)، با رفت و امد و مبادله دو جانبه معلم و دانش آموز و دانش آموز با دانش آموز، فرصت آزمایش سطح درک علم آموزان جفت و جور شده و امکان فعال بودن دانش آموز در مراحل یادگیری جفت و جور می شه(ملکی، 1387)

در رویکردهای آموزش و یادگیری فعال، علم آموزان آزادی عمل دارن تا از راه های یادگیری متفاوتی به کار گیری کنن، هدفای جور واجور خود رو مورد به کار گیری قرار بدن، با هم یاد بگیرن و از آموختهای خود در زندگی به کار گیری کنن(برکلی[5]  و همکاران ، 2005 )
در نتیجه به کار گیری آن باعث تقویت اعتماد به نفس در علم آموزان می شه، مهارتای ذهنی و عملی در علم آموزان پرورش پیدا میکنن، جو خود تنظیمی بر کلاس حاکم می شه، به تفاوتای فردی توجه می شه، و زمینه واسه تخیل نوآوری و خلاقیت جفت و جور می شه
در این راه و روش همیاری و فعالیت گروهی جانشین رقابتای آموزشی می شه(میلر و پیترسون[6]، 2003)

خلاقیت-خلاقانه

برابر با رویکردهای جدید منظور از یادگیری فعال اون نوع یادگیریه که با دست کم دخالت عامل خارجی صورت پذیرد
یعنی معلم، کتاب درسی و یا هر وسیله دیگه فقط عوامل آسون کننده یادگیری باشن
یادگیری فعال، یادگیری اثربخشیه که دانش آموز به طور فعال در عمل یادگیری درگیر بوده و عمل یادگیری در کنترل خود اون باشه(اسلاوین[7]، 1996)

در رویکردای فعال وظیفه اساسی برنامه ریزان و معلمان، پرورش توانایی حل مسائل و مشکلات زندگی واقعی در کودکانه، با در نظر گرفتن اینجور برداشتی، معلمان باید با به کار گیری مشارکت علم آموزان و درگیر کردن اونا در مسائل و موضوعات جور واجور، روحیه برخورد با مشکلات و چگونگی حل اونا رو در اونا پرورش بدن
این هدف اساسی جز در سایه به کار گیری روشای فعال تدریس ممکن نیس
اگه هدف اساسی تعلیم و تربیت، پرورش انسانایی آزاد، جداگونه، صاحب اندیشه و روحیه علمی باشه، انسانایی که دارای تفکر انتقادی و استقلال عقلانی باشن، نمیشه با به کار گیری روشایی که روحیه عکس العمل فکری، پذیرایی و تسلیم رو در شاگردان پرورش میدن، به نتیجه مطلوب نائل شد(فتحی واجارگاه، 1388)

اینطوری میشه نتیجه گرفت که یادگیری فعال، نتیجه مطلوب به کار گیری راه ها و رویکردای جدید و فعال آموزش یادگیریه
پس واسه مقابله با مشکل نظامای آموزشی که از روشای غیر فعال و سنتی آموزش و یادگیری به کار گیری می کنن، اصلاح و بهبود راهبردای تدریس و یادگیری لازم می کنه
چون که ایجاد یادگیری فعال و به دنبال اون فعال کردن علم آموزان در جریان یادگیری، لازمه به کار گیری الگوها و روشای مناسب تدریس و یادگیریه
در نتیجه به نظر می رسه یکی از کارای مهم و لازم در کار تعلیم و تربیت، تجهیز کردن معلمان با روشای مناسب و فعال آموزش – یادگیری، مثل روش یادگیری مشارکتیه
روشایی که هدفشون افزایش رفت و امد، همکاری و رفاقت بین علم آموزان و “یادگیری چیجوری یاد گرفتن ” باشه(اوکلی، فلدر و برنت[8]، 2004)

آموزش و تدریس     

منظور از آموزش فعالیتیه که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار داره
آموزش وسیله پرورش و کارآموزیه
براون و اتکینسون[9]، آموزش رو به عنوان جفت و جور آوردن فرصتایی واسه این که علم آموزان یاد بگیرن، تعریف کردن
معمولا فعالیتایی رو که معلم به قصد آسون کردن یادگیری در یادگیرندگان به تنهایی یا به کمک مواد آموزشی، انجام میدن رو آموزش می گن
چه این معلم در دبستان، چه در دبیرستان و چه در دانشگاه و یا تو یه دوره کوتاه مدت به آموزش مشغول باشه
پس بنا به تعریف، آموزش به فعالیتایی می گن که با هدف آسون سازی یادگیری از طرف آموزگار یا معلم طراحی می شه و بین آموزگار و یه یا چند یادگیرنده به شکل عمل دوطرفه جریان پیدا میکنه
در این تعریف بر آموزش به شکل فعالیتا و یا کارایی که از طرف معلم طراحی می شن و هدف اون سهولت بخشیدن و یا کمک کردن به یادگیری یادگیرندگانه، تأکید شده
یادگیری فعالیتیه که از طرف یادگیرنده صورت میگیره و خود اون در به وجود آوردن اون نقش اساسی داره
و نقش معلم فقط جفت و جور آوردن شرایط و امکاناتیه که یادگیری رو آسون می سازه
تعریف بالا از آموزش، ویژه آموزش روبروی کلاسیه، چون در اون بر عمل دوطرفه یا رفت و امد بین معلم و یادگیرندگان تأکید شده
اگه بخوایم تعریف کامل تری از آموزش به دست دهیم، اون طور که علاوه بر آموزش روبروی کلاسی شکل های جور واجور دیگری از آموزش رو هم شامل شه، میتونیم اون رو به این صورت تعریف کنیم: هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طراحی شده ای که هدف اون آسون کردن یادگیری در یادگیرندگانه(سیف، 1387)

از بررسی مجموعه تعاریف ارائه شده در این مورد میشه نتیجه گرفت که تدریس یه فعالیته، اما اون نوع فعالیتی که طبق وضع شناختی علم آموزان انجام قبول می کنه و موجب تغییر اونا می شه
در هر صورت اگه یادگیری رو “تغییر در رفتار ارگانیسم بر اثر تجربه” بدونیم، بدون شک فعالیتی که موقعت رو واسه تغییر جفت و جور کنه یا ایجاد موقعیتی که تجربه رو آسون کنه و تغییر لازم رو در شاگردان دلیل شه، تدریس اسمشه
در نتیجه عمل تدریس یه مجموعه فعالتای منظم، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده؛ فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیریه
فعالیتی که به شکل رفت و امد و رفتار دوطرفه بین معلم و گسترده جریان داره
یعنی ویژگیا و رفتار معلم در فعالیتا و اعمال شاگردان اثر گذارد و برعکس از ویژگیا و رفتار اونا متأثر شه
این اثر ممکنه به شکل جداگونه و یا غیر جداگونه به اتفاق پیوندد، یعنی تدریس یعنی رفت و امد و یا رفتار دوطرفه بین معلم و شاگرد، طبق طراحی منظم و هدف دار معلم واسه ایجاد تغییر در رفتار شاگرد(شعبانی، 1383)

فردانش(1384) هم آموزش یا تدریس رو مجموعه اقدامات و تصمیماتی که یکی پس از دیگری در پیش گرفته میشه یا انجام میشه و هدف از آن رسیدن هر چی بیشتر فراگیرنده به هدفای آموزشیه، تعریف می کنه(فردانش، 1384)

اهمیت آموزش

آموزش رو میشه یه مراحل تدریس “هدفدار” دونست که کم و بیش ” از پیش برنامه ریزی شده” است       (رمی زفسکی[10]، ترجمه هاشم فردانش، 1388)

برنامه-ریزی

لازمه موندگاری و دووم و بقاء آدما در میدون تحولات پر شتاب امروز به درستی توجه بیشتر به کیفیت نظام آموزشیه
تحولات پرشتاب در مراکز آموزشی بیشتر از بقیه سازمانا بوده، اینجوری مدارس باید عادتا و رویدادا رو آزمایش دوباره بزنن و با دیده نقادی به راه پیدا کنی بهتر در همه زمینه ها بدن
در شرایطی که در جهان مدیریت بدون مرز، مطرحه و در صحنه های جهانی به اون پدیده جهانی شدن می گن
سازمانا به ویژه سازمانای آموزشی لازمه در رابطه با بخش استحفاظی خود بیشتر فکر کنن
هر چی اثر عوامل محیطی بر سازمانا بیشتر می شه، تصمیمای آموزشی بار استراتژیکی بیشتری پیدا می کنن
به بیان دیگه شعاع محیط هر چی بیشتر باشه، پدیده های بیشتری روی تصمیم گیریا خود نمایی می کنن
موندگاری سازمانا به ویژه سازمانای آموزشی تابعی از تغییر پذیری اون هاس
هر چی جلوتر میریم تصمیما پر شتاب می شن
افزایش روز افزون علم آموزان، تغییر و تغییر در یافته های علمی، انفجار علم، تغییر ارزشا، نابرابری در مورد دسترسی به آموزش، تنگناهای مالی، نبود آموزش پذیری، نبود مسئولیت پذیری و همه عوامل اثر گذار دیگه در مراکز آموزشگاهی، توجه به اهمیت کیفیت هر نظام آموزشی رو روز افزون می کنه(خورشیدی، 1381)

[1]- Hilgard & Marquez

[2]- Dash, B
N

[3]- Puacharearn, P
, & Fisher, D

[4]- Lockheed & Vespour

[5]- Barkley, E

[6]- Miller, C
K
& Peterson, R
L

[7]- Slavin, R

[8]- Oakley, B
;Felder, R
M
; & Brent, R

[9]- Brown, A
L
, & Atkinson, J
W

[10]- Romi  Zofski, A
J