مباحث نظری در مورد سازه راه حلای  مقابله ای  

آگوست 5, 2018 Off By 92

– مباحث نظری در مورد سازه راه حلای  مقابله ای  

مقابله یا موافقت عبارت از تلاش هاییه که به خاطر کنترل موقعیتا و شرایطی که بطور پنهون فشارزا یا مضر آزمایش می شن، صورت میگیره. این تعریف با دیدگاه لازاروس و فولکمن(1984 ) در مورد استرس هماهنگی داره و شامل نکته های اساسیه. اول اینکه مقابله یا موافقت لازمه تلاش یا برنامه ریزی خاصیه یعنی مقابله فرآیندی واکنشی یا خود به خودی در برابر فشارزاهای زندگی نیس. دیگه اینکه مقابله همیشه با نتیجه های مثبت همراه نیس، بعضی نتیجه های مقابله ممکنه مطلوب باشن حال اونکه یه سری های دیگه اینجور نباشن و آخرسر اینکه ، مقابله فرآیندیه که پیوسته در طول زمان اتفاق می افته.  با در نظر گرفتن تعریف بالا بد نیس به پروسه آزمایش هم اشاره ای داشته باشیم. لازاروس و فولکمن (1984) از دو نوع آزمایش سخن به میان میارن: یکی آزمایش ساده و دیگری آزمایش ثانویه(راس و آلتایمر، 1998).

برنامه-ریزی

لازاروس و فلکمن (1984)، فکر می کنن وقتی که فرد با موقعیتای استرس زای زندگی رو به رو می شه این سئوال رو مطرح می کنه که ” من در موقعیت خطر قرار دارم؟ ” اینجور حالتی رو آزمایش ساده گویند. آزمایش ثانویه هنگامیه که فرد متوجه خطر یا استرس شده و این سئوال رو عنوان می داره که ” چیکار می تونم انجام دهم؟ “. با گسترش تکنولوژی و شرایط گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی به حجم سختیا و رنجای آدما اضافه شده و عوارضی چون استرس، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، طلاق، فرار از تحصیل، احساس پوچی و… رو بیشتر از گذشته تماشاگر هستیم. به موازات این سختیا روانشناسان و محققان راه های با ارزشی رو در پیش چشم آدمای خواهان سلامت گشوده ان که تامین کننده بهداشت روانی اونا باشه. از نظر جورج آلبی[1](۱۹۸۲) یکی از عاملای اساسی بهداشت روانی مهارتای مقابله ایه، که در این مطالعه به بررسی این عامل مهم پرداخته شده.

روشای مقابله :

شاید بهترین راه مقابله با فشار عصبی یا استرس اون باشه که عامل ایجاد استرس رو ازمیان ورداریم و استرس رو برطرف کردن کنیم، اما در بیشتر موارد این ممکن نیس و باید به شکلی با استرس موافقت کرد و تحمل اونو بر خود صاف ساخت واز شدت اون کاست(الوانی، 1384). با در نظر گرفتن هدفی که واسه مقابله برشمردن، مقابله رو فرآیندی خیلی گسترده تر از حفظ فرد از خطر دونستن. بطوری که میشه مقابله رو تموم پاسخایی دونست که در برخورد با مشکلی بروز  می کنن، و ناراحتی روانی رو می کاهند یا برداشت فرد رو از وضعیت خود تغییر می دن.

ما منابع مقابله رو از پاسخای مقابله جدا می دونیم. منابع یا امکانات مقابله ابزارهایی هستندکه درد سترس افراد قرارمی گیرند تا در مقابله با مشکل از اونا به کار گیری کنن. پاسخهای مقابله رفتارهایی هستندکه افراد در برابر استرس از خود نشون می دن(راس و آلتایمر، 1998). به خاطر کاهش اثرات بد استرس معمولاٌ “از روشای جور واجور مقابله به کار گیری می شه”. فولکمن و لازاروس (1986) نوعای جورواجور روشای مقابله ای رو به دو نوع کلی جمع به مشکل (متمرکز بر مسئله) و جمع به هیجان(متمرکز بر هیجان) تقسیم کردن.

اشتاین و همکاران (1987) در روشای متمرکز بر مسئله از فنونی مثل آزمایش شناختی، بررسی منطقی یا تلاش واسه مشخص کردن دلیل مسئله و جستجوی اطلاعات بیشتر درباره مشکل به کار گیری کردن. در مقابله متمرکز بر هیجان روشایی چون دوری، رد، تخلیه هیجانی مثل گریه کردن یا عصبانی شدن و مکانیزمایی دفاعی بکار گرفته می شه.

موس(موشواره) و بیلینگز، پاسخای مقابله ای رو به پاسخای مقابله شناختی و پاسخای مقابله رفتاری تقسیم کردن. هر کدوم از پاسخا از دو روش فعال و دوری تشکیل شده و با دقیق شدن و فوکوس کردن بر مسئله و هیجانه. در مقابله با استرس فرد می تونه یه جواب فعال رو به کار گیری کنه و اتفاق استرس زا رو برطرف کنه یا از محرکای استرس زا دوری کنه(موس(موشواره) و بیلینگز، 1981).

در مقابله شناختی فعال فرد به جنبه های مثبت یه مسئله توجه می کنه و در مقابله شناختی اجتنابی شخص فکر کردن درباره مشکل رو موقتاً کنار میذاره و یا اونکه معنی موقعیت رو تغییر میده. پاسخای رفتاری فعال مثل کمک خواستن از بقیه و رفتارای اجتنابی مثل پرداختن به ورزش نمونه ای از مقابله شناختی فعاله. بررسی نوعای جورواجور روشای ارائه شده نشون میده که روش متمرکز بر مسئله استرس و پریشونی رو کم می کنه. در صورتی که روش متمرکز بر هیجان با افزایش استرس و کاهش تاب بیاری در فرد همراهه( میشل و موس(موشواره)، 1983).

 کوباسون ثابت کرد آدمایی که کمتر از راه مقابله ای اجتنابی به کار گیری می کنن علایم جسمی و روانی کمتری در مقایسه با آدمایی که از اینجور روشی سود می جویند ازخود نشون می دن. از طرف دیگه بعضی پژوهشها نشون دهنده اینه که هروقت فرد احساس کنه بر موقعیت کنترل داره بیشتر از راه متمرکز بر مسئله به کار گیری می کنن حال اونکه در وقتی که فرد فکر می کنه در کنترل و اداره استرس ناتوانه، روش متمرکز بر هیجان رو پیشه می کنه(کوباسون، 1984).

روی هم رفته در بیشتر موقعیتا، ما ترکیبی از هر دو روش رو بکار می گیریم. آدمایی بهتر از عهده عوامل فشارزا بر میان که قادر به موافقت با تغییرات محیطی بوده و توانایی به کار گیری روشای مقابله ای جور واجور موقع رویارویی با استرسای متفاوت رو داشته باشن(لازاروس و فالکمن، 1980). پیرلین و اسکولر[2](1978) مقابله متمرکز بر درک رو هم مطرح کردن . این روش عبارت از کوششای شناختی فرد شامل تعبیر و تفسیر دوباره موقعیت و توجه به جنبه های مثبت مسائله که واسه تغییر دادن معنی رویدادهای استرس زا بکار برده می شه تا تهدید یا استرس زا بودن اون کمتر احساس شه.

برخورداری از منابعی که محیط در اختیار فرد میذاره کار مقابله با مشکلا و عاملای استرس زا رو آسون می کنه. یکی از اینطور منابع دلبستگی و ساپورت اجتماعیه. پژوهشایی که در این بارنجام شدن نشون دادن که ساپورت بقیه به طور چاره سازانه ای ما رو در مقابله با استرس کمک میرسونه. ازجمله ساپورت اجتماعی می تونه به شکل کمکای مادی و قابل لمس، مشورت و کمکای فکری و ساپورت روانی باشه.(راس و آلتایمر، 1998).

2-21 – آموزش تصمیمات مقابله:

روشهایی که با عنوان روشای مقابله ای توضیح داده شده مثل فنونین که معمولاٌ خود افراد در مواجه شدن با رویدادهای استرس زا بکار می گیرن. گذشته از این تصمیمات هرکسی می تونه جهت پیشگیری از نتیجه های روانی و جسمی استرس، روشای مقابله ای مناسب رو یاد بگیره، تعدادی از این روش ها رو روان پزشکان طی جلسات جور واجور درمانگری به مراجعه کنندگان آموزش می دن. درمانای طبق مهارتای مقابله از روشای شناختی و رفتاری زیادی تشکیل شده که در جریان اون با هدف کمک به افراد یه سری از مهارت ها آموزش داده می شه تا اینجوری افراد بتونن در خیلی از موقعیتای استرس زا موافقت لازم بدست بیارن. فرض بر اینه که ناراحتی افراد مضطرب و دپرس آنچنانه که حل خیلی از مشکلات اونا لازمه یادگیری مهارتایی واسه مواجه شدن با اونا یا نیازمند تغییراتی در فعالیتای روزمره، موقعیتای محیطی یا در حالت کلی رفتارای اوناس(زرب[3]، 1992 ؛ دیماتو[4]، 1991 ؛ بنت[5] و همکاران، 1990 ؛ به نقل از باصری، 1382) مهم ترین این روش ها عبارتند از :

نا آرومی زدایی[6]:
روشی خیلی موفق واسه کمک کردن به افرادیه که دچار استرسن. این روش بیشتر به عنوان بخشی از برنامه حساسیت زدایی نظامداره که به خاطر کنترل استرسای به دلیل ترس یا استرس از موضوعات مشخص بکار برده می شه. در حساسیت زدایی نظامدار مجموعه مراتب محرکای استرس زا مشخص می شه و پس از انجام نا آرومی زدایی فردبه تدریج موقعیتای استرس زا رو تجسم می کنه و با اون موقعیتا در عمل مواجه می شه .گل فند[7](1978 ) وریم و مسترز[8](1979 ) موفقیتای به دلیل به کار گیری حساسیت زدایی نظامدار رو در کاهش استرس گزارش کردن.

پس خوراند زیستی[9]
در این روش آموزش، فرد درباره بعضی جنبه های حالت فیزیولوژیکی خود اطلاعاتی (پسخوراند) دریافت کرده و بعد تلاش می کنه اون حالت رو عوض کنه. این روش در کنترل درد و درمان اختلالای به دلیل استرس مثل سر درد تنشی موثره. بعضی وقتا هم از آن به عنوان پیشرفته ترین روش در درمان اختلالای به دلیل استرس نام برده می شه.

بنت (1990) در روشی با عنوان جربزه آموزی به کسائی که استرس اونا به دلیل حضور در جمعه، آموزش داده که چجوری با تسلط بر محیط خودشون مشکل رو برطرف کنن. روشای اصلاح رفتار کمک می کنن تا واکنشای ناجور به استرس کم بشه. در این رابطه میشه به فنونی مثل بازی نقش، برنامه ریزی همراه با هدف و آموزش حل مسئله اشاره داشت. نتیجه های فیزیولوژیکی رویدادهای استرس زا معمولاً با تمرینای بدنی کم میشه. تمرینای ورزشی تحریکات جسمی حاصل از استرسورها رو کم می کنه و باعث آزاد سازی جریان خون می شه و می تونه در آروم ساختن شخص اثر داشته باشه.

چیزی که روی کاغذه، برنامه س و چیزی که تو ذهن شماس، خیال

بازساخت دهی شناختی[10]:
در این مهارت ها به شخص کمک می شه که برداشت یا تعبیر خود از استرسورها رو اصلاح کنه و عقاید شخصی، انتظارات و آزمایش خود از فشارهایی رو که با اون مواجه می شه رو عوض کنه. طبق روشایی مثل درمانگری تعقلی- هیجانی و شناخت درمانگری بک تغییر در برداشت شخص از اتفاق استرس زا باعث تغییر در واکنشای ذهنی و فیزیولوژیکی اون به اون رویدادهای می شه(دیمائتو، 1991 ؛ به نقل از باصری، 1382). به کار گیری این روش ها در کاهش استرس افراد مضطرب و دپرس با موفقیت همراه بوده. در بخشای جورواجور زندگی پاسخای معینی واسه مقابله پیدا می شن که از دید یافته های مثبتی که به بار میارن فرق زیادی با دیگه پاسخا دارن. مثلاً یه روش مقابله کم ارزش تر شمردن کاره. یعنی کار و استرس مربوط به اونو در مرتبه دوم اهمیت بذاریم و قدری از آن فاصله بگیریم(پیرلین و اسکولر، 1984 ؛ به نقل از باصری، 1382).

یکی از مهمترین روشهای شناختی- رفتاری در کاهش استرس با عنوان آموزش ایمن سازی در برابر استرسه. با اجرای این روش که به وسیله میچن باوم[11](1983) معرفی شده، توانایی فرد در مقابله با استرسورها زیاد می شه. آموزش در سه مرحلنجام می شه: در مرحله اول که آمادگی شناختی اسمشه، اطلاعات لازم درباره استرسورها و نتیجه های اون به دست میاد. اینجوری معلومات شخص از روشهای جور واجور مقابله زیاد می شه، مثلاً یاد میگیره که مقابله با استرسورها لازمه تجسم ذهنی و مواجه شدن علمیه(فویرشتاین[12] و همکاران، 1987)؛ مرحله دوم اکتساب مهارت ها و تکرار  اوناس. طی این مرحله فنون رویارویی شناختی و رفتاری ً واسه برطرف کردن مشکل اصلی به کار گیری کرده می شه. شخص روشایی مثل نا آرومی زدایی، آموزش مهارتای اجتماعی و جربزه ورزی رو تمرین کرده و اونا رو تکرار می کنه. در مرحله سوم که تمرین کاربردی اسمشه، شخص فنونی رو که یاد گرفته در زندگی عملی خود هنگام مواجه شدن با رویدادهای استرس زا بکار میگیره.

جربزه-عنوان-عکس

از فنون آموزش ایمن سازی در برابر استرس به عنوان روشی موفق در کاهش خیلی از مشکلات مثل استرس، شکل های جور واجور ترس، کنترل درد و خشم نام برده شده. نواکو(1975) کاربرد این روش رو واسه کنترل خشم در تعدادی از بیماران موفق توضیح کرد. طبق این روش درزمان مرحله شناختی بیماران تونستن اطلاعات لازم رو در مورد خشم خود بدست بیارن. در مرحله دوم مهارتهای رویارویی شناختی مثل تجسم ذهنی رو تمرین کردن و در مرحله بعد اونو در موقعیتای واقعی زندگی خود بکار گرفتن(باصری ،1382). در بین روشای موافقت و مقابله با استرس، روش موافقت و مقابله دینی4 از اهمیت زیادی در موافقت جسمی و روانی برخورداره. به باور خیلی از کارشناسان بالینی عوامل مذهبی داخلی دارای اثرات اجتماعی، فرهنگی، روانی بدنی و خانوادگی بر زندگی فرده(ابراهیمی و بوالهری ذوالفقاری، 1381).

[1] – Jorg Albi

[2] – Pirlin and Skuler

[3] – Zerb

[4] – Dimaeto

[5] – Bant

[6] – Assersian training 

[7] – Golfind

[8] – Warim amd Masters

[9] – Role- playing

[10] – Cognitive- restructuring

[11] – Michen Bavem

[12] – Foereshtan