-طراحی مجتمع تجاری-تفریحی با رویکرد طبیعت گرایی با تاکید بر سازواره های طبیعی

اکتبر 15, 2018 Off By 92
  • بازارهای شهرهای گرمسیر و سردسیر ، اغلب سرپوشیده و محصور بوده و دارای بافت فشرده ای می باشند .
  • بازارهای شهرهای مناطق پر باران که به صورتی گسترده و روباز روی بسترهای زراعی قرار گرفته اند . بازارهای فوق در عین تشابه معنوی و کاربردی با یکدیگر ، دو نوع فضای کالبدی کاملاً متفاوت را عرضه      می کنند ( فلامکی ، 1387 : 183-184) .
  • 2-4-3- بازارها از لحاظ زمان شکل گیری

    • بازارهای دایمی : این بازارها به صورت ثابت ، در طول سال و در فضاهای ساخته شده ، تشکیل می شدند .
    • بازارهای ادواری : بعضی از بازارها به صورت دوره ای تشکیل می شدند . هفته بازارها نوع بسیار مهمی از بازارهای ادواری بودند که غالباً به صورت هفته ای یا یک روزه بوده و معمولاً به نام همان روز نامیده می شدند . نوع دیگری از بازارهای ادواری ، بازارهای سالانه بود که به مناسبت های گوناگون فصلی ، ملی و مذهبی برقرار می شد ( سلطان زاده ، 1366: 38) .
    • بازارهای کوتاه مدت : برخی از بازارها به مناسبت نوع محصولاتی که در آن عرضه می گشت ، در مدت کوتاهی از روز تشکیل می شد . برخی از این گونه بازارها در کنار فضاهای تفریحی در میدان ها ، در کنار پل ها و رودخانه های درون شهری برپا می شد ( سلطان زاده ، 1366: 39) .

     

    2-5-عملکردهای اجتماعی بازار

    بازار یکی از مهم ترین فضاهای اجتماعی است که در شهرهای ایرانی وجود دارد . وجود مراکز مذهبی و مساجد، امکان ایجاد برخورد بین طبقات مختلف مردم را تشدید  می نموده است .

      در صورتی که به دنبال پایان نامه یا پورپوزال دانشجویی خاصی می گردید می توانید در باکس زیر کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

     

    خرید از بازار برای مردم تنها یک عمل فیزیکی به شمار نمی رفت و جزیی از زندگی مردم را تشکیل می داد و عملکردهای اجتماعی بازار به هیچ وجه منفک از عملکردهای اقتصادی و تجاری بازار نبود .

    بازارهای کهن و تاریخی را از لحاظ نحوه کارکرد کنونی آنها می توان به سه گروه عمده طبقه بندی کرد : نخست بازارهای شهرهای بزرگ مانند تهران ، اصفهان ، تبریز و مانند آن که امروز حیاط اقتصادی آنها تداوم یافته و جاذبه های جهان گردی و تاریخی نیز موجب اهمیت یافتن آنها شده است ، اما به سبب تراکم برخی از    کاربری ها غالباً دگرگونی های نادرستی در آنها صورت گرفته است . گروه دوم بازارهای بعضی از شهرهای متوسط و کوچک است که حیاط اقتصادی آنها وابسته به نیاز بخشی از مردم شهر بوده و در سطحی محدود مورد استفاده قرار می گیرند و بخش هایی از آنها متروک و نیمه متروک شده اند . بازارهای شهرهای قزوین و سمنان از این گونه هستند . گروه سوم بعضی از بازارهای شهرهای کوچک را در بر می گیرد که به دلیل جابجایی مرکز شهر و دگرگونی های اساسی در مسیرهای راه های اصلی شهر و مراکز خرید ، به طور عمده متروک شده اند و برخی از فضاهای آنها در حال ویرانی است . بازارهای شهرهایی مانند نایین و زواره نمونه هایی از این گونه بازارها هستند ( سلطان زاده ، 1366: 109) . متاسفانه امروزه هیچ فضایی در شهرها وجود ندارد که از نظر کارکردهایاقتصادی-اجتماعی ، قدرت ، و سعت و دامنه نفوذ آن در حیات اجتماعی شهر ، مانند بازار در شهرهای قدیم باشد ( سلطان زاده ، 1366: 35) .

    2-6- مراکز خرید در جهان

    مراکز تجاری از مهم ترین فضاهای خدماتی هر شهر محسوب می شوند که نحوه ساماندهی آنها به منظور پاسخ گویی به بخش مهمی از توقعات و نیازهای انکار ناپذیر شهروندان ، نیازمند برنامه ریزی جامع و دقیق است . همچنین این مراکز را نمی توان از قلمرو زندگی اجتماعی منفک فرض کرد ، بلکه همانند همه مکان ها و فضاهای موجود در زندگی ، می توانند کلیت جامعه را بازنمایی کنند . در ادامه به شرح مختصری از چگونگی تغییر مراکز تجاری ، هم پای تغییر و تحول جامعه پرداخته و همچنین انواع مختلف مرکز تجاری با توجه به نیازهای گوناگون کاربران مورد بررسی قرار گرفته است .

    2-6-1-سیر تحول مراکز خرید در جهان

    مراکز خرید به منظور پاسخ گویی به تغییرات آب و هوایی ، در طول تاریخ تحول یافته و به شکل های مختلفی درآمده اند ؛ به گونه ای که طبقه بندی آنها بیش از پیش پیچیده شده است .اگرچه طبقه بندی سنتی بر اساس حوزه عملکردی ساختمان بود ، اما امروزه ویژگی های مهم دیگری چون موقعیت جغرافیایی ، گستردگی کالاهای ارائه شده ، فن فروش و فرم کالبدی از عوامل مهم در طبقه بندی گونه های مراکز تجاری محسوب می شوند .

    این متغیرها شبکه پیچیده ای از امکانات و قابلیت های مورد نیاز هر مرکز خرید را به وجود می آورند که باید در فرآیند طراحی لحاظ گردند تا به نیازهای ساختمان به خوبی پاسخ داده شود (Maitland, 1990:11 ).

    از زمان تمدن های اولیه تا کنون ، فروشندگان برای فروش اجناس و ارائه خدمات در مکان هایی تجمع        می نمودندکه عموم مردم به آن دسترسی داشتند . در قرن دوم میلادی در یونان باستان ، آگوراها مراکز خریدی در قلب منطقه تجاری شهر بودند . در سال 110 بعد از میلاد مسیح ، در زمان امپراطور تراجان برده ای یونانی به نام آپولودروس که به حرفه معماری اشتغال داشت ، مرکز خریدی مجاور میدان عمومی شهر روم ( فوروم ) بنا نمود . این مرکز از دو طبقه حجره های جلوباز تشکیل شده بود که در برگیرنده یک هال سرپوشیدهو حدود 150 مغازه مستقل با تهویه مناسب و بسیار مشابه مفهوم امروزی مرکز خرید بود (De chinra,1990:779 ) .

    بازارهای خیابانی لندن در قرون وسطی و بازارهای خاورمیانه نمونه هایی از شکل گیری اولیه فروشگاه هایی هستند که به شکل متمرکز فعالیت می کردند . این مکان های دادوستد که سازماندهی آنها توسط مالک صورت می گرفت ، شباهت زیادی با مراکز خرید امروزی داشت . موقعیت این بازارهای قدیمی بستگی به محل زندگی مردم و دسترسی آنها از طریق معابر داشت و این دو ، عامل حیات فروشگاه ها محسوب می شدند . طی سه دهه اخیر ، تحولات بسیار سبب پدید آمدن نوع جدیدی از مراکز تجاری شده است . در ابتدا ، رشد جمعیت منجر به توسعه شهرها به سمت حومه گردید . افزایش اتومبیل ها ، ناکافی بودن گنجایش خیابان ها و شلوغی بیش از حد مراکز شهر ، منجر به ضعیف شدن کار تجارت در مناطق مرکزی شهر شد و به تدریج تجار برای تامین آسایش مشتریان خود به سمت حومه شهرها حرکت کردند .

    دانلود متن کامل پایان نامه مقطع ارشد معماری : طراحی مجتمع تجاریتفریحی با رویکرد طبیعت گرایی با تاکید بر سازواره های طبیعی

    تغییر عمده دیگر ، ساخت بزرگراه هایی بود که رقابت شدیدی را بین مراکز خرید ایجاد نمود . هم زمان با این امر و کاهش تدریجی خرده فروش ها ، فرسایش ساختمان های تجاری در مناطق مرکزی و نیاز به رقابت با مراکز خرید حومه ، سبب شد تا اقداماتی در جهت احیای مناطق مرکزی شهر صورت گیرد . مجموع دو  عامل بالا منجر به توسعه مراکز خرید امروزی در دو جهت عمده گردید . اول ، مراکز خرید حومه که در حال تبدیل به ابرمرکزها هستند و هر روزه با وجود فروشگاه های زنجیره ای بزرگ ، دفاتر کار ، هتل ها ، سرگرمی های جدید و تامین پارکینگ های کافی توسعه می یابند و دوم ، حوزه های تجاری مرکزی که با ساخت راه های سریع السیر جدید ، پارکینگ های طبقاتی و انجام پروژه های مرمتی با مراکز خرید حومه به  رقابت می پردازند (De Chiara , 1990: 779 ) .